« به نام تک ستاره عشق »

شب بود و هوا تاریک نه خورشید بود و نه ستاره


از دور نوری پیدا شد که همه جا را روشن می کرد


و هر چه که می گذشت روشنایی بیشتر می شود


من با دقت که به آن نور نگاه کردم چیز عجیبی دیدم


به ناگه تو از آن نور بیرون آمدی و تو با نور


خودت به من زندگی جاودانه دادی


نور تو عشق بود ، صفا بود ، دوستی و محبت بود


دوستی آن چیزی نیست که با هم بودن


دوستی آن است که به هم عشق ورزیدن


در شادی و غم با هم بودن