امشب ...

امشب ، زمین رفته فرو در ناله و غم ،

امشب شقایق غصه دارد ، لاله ماتم ،


امشب سر بابا مثل پهلوی مادر

گویا ندارد غیر رفتن هیچ مرهم


امشب یتیمی ، باز می پرسد پدر کو؟؟؟

چاه مدینه هم ندارد یار و همدم


امشب دقایق مثل شمشیری پر از زهر

بر فرق هر انسان فرو می آید هر دم


امشب خدا خشمگین ، ملک غمگین ، و شیطان ...

هرگز نمی داند که او ابلیس بود ،

یا این که آدم ...