امشب ...
امشب ...
امشب ، زمین رفته فرو در ناله و غم ،
امشب شقایق غصه دارد ، لاله ماتم ،
امشب سر بابا مثل پهلوی مادر
گویا ندارد غیر رفتن هیچ مرهم
امشب یتیمی ، باز می پرسد پدر کو؟؟؟
چاه مدینه هم ندارد یار و همدم
امشب دقایق مثل شمشیری پر از زهر
بر فرق هر انسان فرو می آید هر دم
امشب خدا خشمگین ، ملک غمگین ، و شیطان ...
هرگز نمی داند که او ابلیس بود ،
یا این که آدم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۰ ق.ظ توسط $سهیل$
|